دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن، جامه مدر هیچ مگو
گفتم ای عشق، من از چیز دگر میترسم
گفت آن چیز دگر نیست، دگر هیچ مگو
من به گوش تو، سخنهای نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو...
حضرت مولانا
ما را در سایت ۴۳۰ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 100 تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 18:59
دل چه خوردهاست عجب دوش، که من مخمورم؟
یا نمکدان که دیدهاست که من در شورم؟
هر چه امروز بریزم، شکنم، تاوان نیست
هر چه امروز بگویم، بکنم، معذورم
بوی جان هر نفسی از لب من میآید
تا شکایت نکند جان، که ز جانان دورم...
حضرت مولانا
ما را در سایت ۴۳۰ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 95 تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 18:59
ما را در سایت ۴۳۰ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 97 تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 18:59